نامه ای به خودم
نامه نوشتن به کسی که هنوز در دلت سنگینی میکند، مثل باز کردن پنجرهای است که سالها بسته بود. هر کلمهای که مینویسی، یک قدم از آن درد فاصله میگیری. لازم نیست زیبا باشد، لازم نیست ادبی باشد، فقط باید واقعی باشد. هر حرفی که سالها در سینه حبس شده، هر دریغی که نخواستی یا نتوانستی بگویی—همه را باید روی کاغذ بیاوری.
و وقتی آن طرف نامه تو را میخواند (حتی اگر فقط در تخیل تو باشد)، گویی باران بعد از یک خشکسالی طولانی میبارد. شاید نه برای تغییر گذشته، بلکه برای سبک کردن حال.
پس بنویس. آنقدر بنویس تا نفسهایت آرام بگیرد. آنقدر بنویس تا آنچه را که نمیتوانی فراموش کنی، بالاخره رها کنی.
و اگر روزی احساس کردی که آن نامهها دیگر برای تو زخم نمیزنند، آن وقت میفهمی که نوشتن، درمان کرده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 20:15 توسط من
|