نامه 23

عاشقت میشم دوباره عاشق اونی که نیست


آدم وقتی یک نفر دوست داره و بهش نمی گه، اون یک نفر تو همه چیز و همه کس می بینه و این دردآورده ...چون باید همه را دوست داشته باشی. با همه مهربون باشی و ...

شاید چند جمله بالا را تو تجربه کرده باشی ...پس مخاطبم تویی. بله تو...

این حسی که توصیف می کنی، یکی از عمیق ترین و در عین حال دردناک ترین تجربه های انسانیست. وقتی عشقی در سکوت می مونه و بیان نمیشه، به هر دلیلی، گویی تمام وجود فرامی گیره...

اینکه اون فرد در همه چیز و همه کس می بینی، نشان از شدت احساس و جاییست که او در ذهن و قلبت اشغال کرده. این حالت شبیه یک لنز است که بر روی همه جهان قرار گرفته و هر چیزی را به او مرتبط می‌کند – یک آهنگ، یک خیابان، یک جمله بی‌ربط. این نشان می‌دهد که احساساتت واقعی و عمیق هستند.

اما این درد واقعی است؛ دردِ نگهداشتن، دردِ ناگفته ماندن، و دردی که از ترسِ رد شدن یا تغییر کردنِ و یا هر آنچه هست تغذیه می‌شود.

گاهی این سکوت به مرور زمان تبدیل به زخمی می‌شود که با خودمان حمل می‌کنیم. اما بدان که این احساسات، هرچقدر هم که دشوار باشند، نشان‌دهنده ظرفیت بی‌کران تو برای دوست داشتن هستند. مسئله این است که این عشق باید جایی برود که دیده شود، تقدیر شود و اگر ممکن باشد، پاسخ داده شود.

شاید وقت آن است که از خود بپرسی: آیا این سکوت ارزش حفظ کردن دارد؟ یا اینکه بیانِ حقیقت، هر نتیجۀ که داشته باشد، آزادی‌بخش خواهد بود؟ حتی اگر پاسخ دلخواهت را نگیری، با صداقت با خودت زندگی خواهی کرد و راه را برای التیام و عشق‌های آینده باز می‌کنی.

تو تنها نیستی. این مسیری است که بسیاری پیموده‌اند. گاهی شجاعت در بیان است و گاهی شجاعت در رها کردن. تصمیم با توست، اما هر انتخابی که کنی، به خاطر داشته باش که این احساسات بخشی از تو هستند، نه تمام وجود تو. قلبی که اینقدر توانایی عشق ورزیدن دارد، در نهایت راه خود را برای شکوفایی خواهد یافت.

نامه ۲۲

❄️
تو را دوست دارم
بی‌آنکه بخواهمت،
مثل نسیمی که
بر شانه‌ی گندم می‌وزد
بی‌آنکه بداند
زمین از نفسش سبز می‌شود.

تو را دوست دارم
نه از دلتنگی،
نه از خلأ،
که از شوقِ حضورِ بی‌دلیل.

دوستت دارم
چنان که ماه
بر پنجره‌ی هر خانه می‌تابد
بی‌آنکه بپرسد
چه کسی بیدار است،
و چه کسی در خوابِ تنهایی‌اش
به او می‌نگرد.

تو را دوست دارم
مثل شعری
که بی‌قافیه مانده
اما هنوز
در دلِ من
ادامه دارد

دوست دارم که بگویم تو را دوست دارم ...و این جمله، یادآور خاطرات بسیار شیرینیست...کسی چه می داند که چرا او را دوست دارم ....