عشق خودخواهانه: وقتی رابطه به گورستان عشق تبدیل میشود
عشق سالم، مانند الماسی درخشان است که تنها در پرتو چندین وجه، جلوهای حقیقی مییابد: علاقه و کشش، مراقبت و توجه، احترام و مسئولیتپذیری. اگر تنها کشش شدید—برجسته شود و دیگر حقیقتها به فراموشی سپرده شوند، آنچه میماند چه میتواند باشد جز سایهای از عشق؟ در اینجا، عشق از جنسِ «دوست داشتن» نیست، از جنس «دلبستگی» است. نه یک انتخاب آگاهانه، که یک عادت راحت؛ نه یک بخشش، که یک تملک خودخواهانه.
و از همین نقطه است که تراژدی آغاز میشود. آیا تا به حال اندیشیدهاید که چرا ازدواج برای بسیاری، نه آغازی بر یک قصهٔ عاشقانه، که سرآغازی است بر وداع با آن؟ شاید در نود درصد موارد، و چه بسا ببشتر، دو انسان نه در تقارن، که در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند. آنگاه زندگی مشترک، نه به بستری برای رشد، که به گورستانی برای عشق اولیه تبدیل میشود. دو نفر که باید یکدیگر را «تحمل» کنند.
اما آیا «تحمل»، «گذشت» است؟ هرگز. تحمل،رنجی منفعلانه و خاموش است، در حالی که گذشت، انتخابی فعال و نشانهای از بلوغ عاطفی است. فاجعه آنجاست که بسیاری هرگز به این بلوغ نمیرسند. در این میانه، یکی میسوزد و میسازد و دیگری میسوزاند و مصرف میکند. آنکه خودخواهی کمتری دارد، آرامآرام از درون تهی میشود تا کورهراه رابطه را گرم نگاه دارد.
شاید از همین روست که برخی به این پرسش بنیادین میرسند: آیا عشق رمانتیک اساساً با قالب ازدواج ناسازگار است؟ آیا زیباترین حالات عشق، همانها هستند که هرگز به وصلت نمیانجامند و در هالهای از آرمانهای دستنیافتنی، جاودانه میمانند؟
«بگذار همانگونه که دورادور عاشق یکدیگرید و همدیگر را دوست دارید، در نطفه بماند...»
این ایده، هرچند رادیکال، در جایگاه خود قابل تأمل است. گویا جوامعی مانند ژاپن مدرن نیز—البته در سطوحی محدود—به الگوهایی همچون «ازدواج توافقی» میاندیشند، جایی که عشق و ازدواج دو مسیر موازی و مجزا میشوند. اما اجرای چنین مدلی، بیش از هر چیز، نیازمند بلوغی جمعی است—بلوغی که به گواه تجربه، حتی بسیاری از جوامع پیشرفته نیز هنوز به آن دست نیافتهاند.
شاید در نهایت، پاسخ در بازتعریف ما از عشق نهفته باشد: عشقی که نه یک احساس شوریدهوار و مصرفکننده، بلکه تصمیمی روزانه برای انتخاب دیگری—با تمام تفاوتها و سختیها—بر مبنای احترام، مراقبت و مسئولیتپذیری است. و اگر چنین عشقی ممکن نباشد، شاید جرأتِ پایان دادن به یک رنج، بزرگترین احترام به خود و زندگی باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 17:28 توسط من
|