رفتار با علم و خرد ؛ آرزویی دور یا انتخاب ممکن؟
چه میشود وقتی جامعهای بر پایه «علم و خرد» رفتار کند؟ رفتار عالمانه و خردمندانه یعنی چه؟ به گمانم پیش از هر چیز باید این عبارت را روشن کنیم.
رفتار با «علم» یعنی عمل کردن بر پایه شواهد، دادههای درست و تحلیل منطقی، نه بر اساس احساسات، شایعات یا تعصبات کور. و رفتار با «خرد» یعنی در نظر گرفتن پیامدهای کار، احترام به حقوق دیگران، آیندهنگری و انتخاب راهی که به سود جمع است، حتی اگر منافع کوتاهمدت شخصی را به تأخیر بیندازد.
حالا با این تعریف، چقدر در محیط کار، دانشگاه و تعاملات روزمرهمان چنین رفتاری را از خود و دیگران دیدهایم؟
تجربه شخصی بسیاری از ما، از جمله خود من، پر است از موقعیتهایی که در آن، معیارهای دیگری جز علم و خرد حاکم بوده است. گاهی خودمان در نقش کارمند، گاهی در نقش همکار، و گاهی در جایگاه مدیر، شاهد بودهایم که چگونه «رابطه» بر «ضابطه»، «سکوت» بر «نقد سازنده»، و «منفعت شخصی» بر «مصلحت جمعی» پیروز میشود.
این مشکل تنها مختص یک نهاد یا یک رده خاص نیست. وقتی سازمانی چشم انداز روشنی برای پیشرفت ندارد، طبیعی است که مدیرانش به جای جستوجوی نیروهای خلاق و صاحبفکر، به دنبال افرادی باشند که «حاشیهای» ایجاد نکنند و سیستم را به چالش نکشند. در چنین فضایی، نوآوری نه یک فرصت، که یک تهدید به حساب میآید. اینجا دیگر نه علم معیار است و نه خرد؛ معیار اصلی، حفظ وضع موجود است.
این فرهنگ فقط در محیط کار نیست. در دانشگاه وقتی پای انتصابها به میان میآید، در کسبوکار وقتی نوبت به همکاری میرسد، و حتی در زندگی روزمره وقتی باید برای مشکل عمومی راهحلی پیدا کنیم، میبینیم که خرد جمعی قربانی حسابهای کوچک فردی میشود.
حکومتها البته سهم بزرگی در شکلدادن به این فضا دارند. وقتی قوانین شفاف نباشند، وقتی پاییندست و بالادست احساس امنیت شغلی نکنند، و وقتی پاداش به جای عملکرد، به وفاداریهای غیرحرفهای داده شود، طبیعی است که رانت و رابطه رایج شود. اما نکته تلخ اینجاست که این روش برخورد، کم کم به فرهنگی نهادینه تبدیل میشود که حذف حکومت هم آن را یک شبه درمان نمیکند.
تغییر ساختار سیاسی، دری را باز میکند؛ اما اگر ذهنیتها عوض نشود، اگر «ما» یاد نگیریم که در قبال هم با انصاف و خرد رفتار کنیم، هر سیستم جدیدی دیر یا زود به روال قبلی بازخواهد گشت.
شاید درمان واقعی، از جایی شروع شود که کمتر به آن فکر میکنیم: از انتخابهای روزمره خودمان. از اینکه در جایگاه کوچک خودمان:
· بر پایه واقعیت قضاوت کنیم، نه غیبت و پیشداوری.
· برای دیگران همان حق رشد و خطایی را قائل شویم که برای خود میخواهیم.
· و همیشه این پرسش را از خود بپرسیم: «آیا تصمیم من، علاوه بر نفع امروز، فردای بهتری هم خواهد ساخت؟»
رفتار با علم و خرد، یک شعار نیست؛ یک انتخاب روزمره است. انتخابی که ممکن است در کوتاهمدت سختتر به نظر برسد، اما تنها راهی است که فردایی قابل زندگی برای همه ما میسازد.